شاید تاکنون کودکان یتیم و بی سرپرست و یا بدسرپرستی را دیده باشید که به دور از آغوش پر مهر مادر و نوازشهای ارزشمند پدر محتاج محبت از هر انسان نجیب و شرافتمندی هستند. کودکانی که بعضا در حسرت یک اخم و دعوای پدر و مادر نیز مانده اند اما دریغ از دعوای مادرانه و اخمی پدرانه که برای این کودکان بسیار شیرین و دوست داشتنی جلوه می کند! 


البته این کودکان و نوجوانان نمی خواهند مردم به آنها از روی ترحم محبت کنند همین که به آنها همانند یک انسان عادی نگاه و به آنها احترام گذاشته شود کافی است . اما برای کودکان زیر شش سال آنها کسانی هستند که واقعا به محبت و دوست داشته شدن عاشقانه نیاز دارند و این را هنگامی که در خانه های کودک و نوجوان بهزیستی می روید بیشتر می توانید درک و لمس کنید. 


ایام سال نو و تعطیلات نوروز تمام شد. اما چه میزان خود را سرزنش می کنیم که فراموش کرده ایم عده ای در شیرخوارگاهها و خانه های کودکان بی سرپرست به در نگاه کردند تا کسی بیاید و در تعطیلات عید با آنها هم صحبت شود. چه میزان خود را سرزنش می کنیم که کودک و نوجوان خود را سوار خودروی شخصی کرده ایم و به مسافرت برده ایم اما فراموش کرده ایم کودکان و نوجوانانی هم سن کودک و نوجوان خود ما به دلیل نداشتن سرپرست و قیم به حکم دادگاه به مراکز نگهداری از کودکان بی سرپرست سپرده شدند.

 
دیدن انسان هایی که در حال رنج کشیدن هستند احساسات آدمی را جریحه دار می سازد این انسان ها می توانند کودکان بی سرپرستی باشند که دست تقدیر و حوادث و یا بیماریهای شدید پدر و مادر اعتیاد پدر و مادر و یا خودخواهی های نفسانی آنها که در نهایت به طلاق انجامیده آنها را به چنین روزی انداخته است .

برخورد با چنین کودکان معصومی در سخت ترین شرایط زندگی نیز حس نوع دوستی و انسان دوستی و همیاری را در دل ها برمی انگیزاند و انسان را به فکر فرو می برد. آنگاه هرگاه قصد مسافرت با خانواده در نظرتان قرار می گیرد نمی توانید از چنین کودکانی غافل شوید و دستی آسمانی شما را به سوی آنها هم می کشاند که به طریقی هر نوع که خود می دانید از رنج عاطفی این کودکان کم نمایید. 


در نظر بگیرید یک کودک سه ـ چهار ساله بدون پشتوانه عاطفی و حتی مادی پدر و مادر در وانفسای دنیای ماشین و آهن و فولاد و مشکلات اقتصادی و اجتماعی چه می تواند بکند آیا گناه پدر و مادری پر اشتباه را او باید به تنهایی تحمل کند کودکی که نیازمند عواطف پاک انسانی است که هر پدر و مادری با صداقت در اختیار فرزندش قرار می دهد. 
اما انگار سرنوشت برخی دیگر از این کودکان را به دست حادثی تلخ می سپارد که خودشان نقشی در بروز آن نداشتند و همین بیگناهی آنها بیشتر از هر چیز دیگر آتش به دل انسانهای نوعدوست می اندازد که سعی می کنند تا حدودی آلام وجودی آنها را فرونشانند. 


البته این کودکان هم می دانند سرنوشت و تقدیر برای آنها چنین رقم خورده تا عبرتی برای سایر پدران و مادران باشند و همین که در آموزش انسان ها نقشی سخت برعهده گرفته اند خداوند هم قدردان شایسته ای برای آنها خواهد بود همچنانکه پیامبر ما محمد مصطفی (ص ) هم در کودکی گرد یتیمی و بی مادری بر چهره اش نشسته بود و اما چون خداوند می خواست او را برای همه عالمیان قرار دهد او را به این آزمون بزرگ امتحان کرد. 


اما در این سوی ماجرا در کشور ما انسان های باکرامت و بزرگوار فراوانی هم هستند که مصرانه و در عین گمنامی و فقط برای رضای خالق خود به زیباترین شکلی برای خدمت به نیازمندان تلاش می کنند مردان و زنان بزرگی که حتی در لباس مددکار و دوست سعی می کنند در تامین نیازهای عاطفی و مادی کودکان بی سرپرست مشارکت کنند. 


اشتباه نکنیم هر یتیمی بی سرپرست نیست یتیمی درد بزرگی است اما همین که در خانه پدری یا مادر یا مادربزرگ و پدر بزرگ یا حتی فامیلهای نسبی زندگی می کنند و زندگی آنها هم با سهم وارثی که برای آنها باقی مانده می گذرد.

ولی کودکان بی سرپرست کسانی هستند که هیچ جا و مکانی و کسی را برای زندگی ندارند و تنها هستند و این تنهایی را با کودکان همانند خود در خانه های کودک بهزیستی می گذرانند. 
در این میان عده ای از انسان های نوعدوست حتی سرپرستی موقت و دائم این کودکان را برعهده می گیرند و آنها را به خانه خود می برند و در کنار فرزندان خود نگهداری می کنند و یا افراد دیگری که از داشتن نعمت فرزند محروم هستند آنها را به فرزند خواندگی قبول می کنند. اما عده ای دیگر که چنین شرایطی برای آنها مقدور نیست ساعاتی از روز خود را به شیرخوارگاه ها یا خانه های کودک بهزیستی می رسانند با کودکان بی سرپرست همراه می شوند. 
« بسیاری از مردم می دانند که در شیرخوارگاهها و خانه های کودک از بی سرپرستان نگهداری می شود اما بعضی از آنها فراموش کرده اند که می توانند با ایجاد رابطه عاطفی با یکی از این کودکان آنها را به آینده ای شیرین امیدوار کنند حرفهای آنها را بشنوند و در تربیت انسانی که می تواند آینده را هم به درستی بسازد نقش داشته باشند. » 


حرف های بالا سخنان خانم مرادی است که هر هفته در دو نوبت خود را به یکی از خانه های کودک می رساند و به کمک مددکاران می رود و کودکی او را به نام مادر خود صدا می زند. او می گوید : « متاسفانه بعضی ها فکر می کنند در اینجا بچه های شرور و اصلاح و تربیت نگهداری می شوند در حالیکه این افراد اندکی از وضعیت کودکان بی سرپرست یا بدسرپرست آگاه نیستند کودکان معصوم در این مکان بیش از هر چیز به محبت نیاز دارند.

محبتی که می تواند در قالب یک بسته شیرینی و شکلات و بستنی هم ابراز شود. » 
به راستی چرا برخی از افراد در جامعه ما نمی خواهند و شاید هم نمی دانند که فقط برای خود نیستند و لازم است لحظاتی هم خود را در حضور نیازمندان ببینند نمی توان منکر این حقیقت شد که بسیاری از مشکلات کلاهبرداریها و اختلاس ها فاصله های طبقاتی و ثروت اندوزی بی حد و قواره و حتی قتل و غارت به قیمت به دست آوردن پول ناشی از همین ضعف است که آدمها فقط خودشان را می بینند. فقط به فکر مشکلات اقتصادی و رفاهی خودشان هستند. 
در کنار این ضعفهای اخلاقی موجود در جامعه ضعف های قانونی هم وجود دارد که اجازه نمی دهد آنهایی که علاقمند هم هستند بتوانند این کودکان را به سرپرستی بپذیرند موانعی که برخی شرعی هستند که فقه پویای شیعی که سالهاست موفق به تشکیل حکومت هم شده راه حلی برای آنها پیدا کند. 


آقای حمیدرضا الوند سرپرست دفتر امور شبه خانواده سازمان بهزیستی هم درباره دایره فعالیت و هم درباره مشکلات موجود در بخش نگهداری و اعطا سرپرستی و فرزند خواندگی این کودکان می گوید : دفتر امور شبه خانواده مسئولیت مراقبت شبانه روزی همه کودکانی را به عهده دارد که به صورت دائم یا موقت سرپرست قانونی خود را از دست داده اند و براساس حکم مراجع حقوقی و قضایی مسئولیت حضانت و نگهداری و تعیین تکلیف وضعیت آنها به سازمان بهزیستی و اختصاصا دفتر امور شبه خانواده سپرده می شود. 


وی ادامه می دهد : دائم یا موقت نشان می دهد این کودکان دو گروه هستند اول کسانی که پدر و مادر و جد پدری خود را از دست داده اند و در قید حیات نیستند و یا اینکه پدر مادر و جد پدری آنها در قید حیات هستند اما براساس مصادیق مندرج در قانون صلاحیت نگهداری فرزند خود را برای مدت زمان مشخص از دست دادند. همه اینها در قالب کودکان فاقد سرپرست موثر و قانونی قلمداد می کنیم . 


الوند می گوید : برنامه های کلان ما برای ساماندهی این کودکان حول دو محور است اول گروهی که با اولویت بالاتری هستند ساماندهی این کودکان درون خانواده های جایگزین مناسب تحت عنوان خانواده های امین و دوم ساماندهی و نگهداری از این کودکان در خانه های کودکان و نوجوانان که به تعبیر عام مراکز شبانه روزی است . 


وی می افزاید : اکنون حدود 21 هزار نفر تحت پوشش خدمات مستمر بهزیستی در سراسر کشور قرار دارند یعنی هزینه های آنها پرداخت می شود از این 21 هزار نفر حدود 11 هزار و 500 نفر به خانواده های امین سپرده شدند که سرپرستی آنها را براساس قانون حمایت از کودکان بی سرپرست مصوب 29 اسفند 1353 که هنوز ملاک عمل ما هست و ماده 1187 قانون مدنی خانواده که اجازه می دهد که برای متقاضیان کودکان بی سرپرست کلمه امین موقت صادر شود سرپرستی آنها را به خانواده های واجد شرایط که اعضا و خویشاوندان و فامیل خانواده در اولویت هستند واگذار می کنیم . 


وی می گوید : 9500 نفر از فرزندان در حدود 477 خانه کودک و نوجوان که تفکیک سنی و جنسی هم شده اند با نظارت و اجرای دستگاه دولتی نگهداری می شوند ضمن آنکه مدیریت حدود 75 درصد خانه ها به جز شیرخوارگاهها براساس اصل 44 قانون اساسی به صورت غیردولتی ولی تحت نظارت بهزیستی و طبق ضوابط و استانداردهای قانونی انجام می شود.

 
وی درباره سرانه هر کودک و نوجوان می گوید : در خانه های غیردولتی دولت ماهیانه بابت نگهداری هر بچه حدود 100 هزار تومان پرداخت می کند در حالیکه هزینه نگهداری یک کودک در خانه ها از 450 هزار تومان است در حالیکه دولت فقط یک چهارم آن را پرداخت می کند که مابقی آن توسط همان خانه ها و مشارکت مردم و خیرین با حفظ حرمت و کرامت بچه ها تامین می گردد. 


الوند ادامه می دهد : بابت نگهداری آن 11 هزار و 500 نفری که در خانه های مردم نگهداری می شوند هم دولت ماهیانه 50 هزار تومان به خانواده پرداخت می کند اما همه خدمات شامل هزینه های تحصیل تا مقاطع تحصیلی دانشگاه و حتی دکترا اگر در هر دانشگاهی هم تحصیل کنند دولت هزینه های آنها را به طور کامل پرداخت می کند. اما نمی توانیم فراموش کنیم که هزینه های این بچه ها در خانه های مردم هم حداقل 150 هزار تومان است . 


وی می افزاید : خانه های کودک و نوجوان و شیرخوارگاههای سازمان بهزیستی هر ساله حدود 2200 نفر ورودی و بین 1850 تا 2000 نفر خروجی دارد. خروجی ها افرادی هستند که یا به فرزند خواندگی می روند و یا تشکیل زندگی مستقل می دهند و از نوجوانی خارج می شوند و به سن استقلال می رسند. و حتی ازدواج می کنند و عده ای هم به صورت امین موقت به خانواده ها سپرده می شوند. 


وی درباره بچه های بدسرپرست می گوید : این کودکان شامل افرادی هستند که پدر مادر یا هر دوی آنها دچار فساد اخلاقی هستند و دادگاه صلاحیت نگهداری بچه ها را از آنها سلب کرده است . پدر مادر یا جد پدری آنها هر سه زندانی هستند و در کنار بچه زندگی نمی کنند پدر مادر یا هر دوی آنها دچار بیماری صعب العلاجی باشند که نگهداری بچه ها در کنار پدر و مادر بهداشت جسمانی و روانی کودکان را تهدید کند اشتهار به مواد اعتیادآور یا مضر به تایید دادگاه که موقعیت اخلاقی و اجتماعی و جسمی بچه ها را به خطر بیندازد و یا هر موردی که به تشخیص دادگاه و موارد مندرج در ماده 1173 قانون مدنی خانواده که مصادیق رد صلاحیت خانواده را برشمرده است . 


وی ادامه می دهد : در حال حاضر 87 درصد کودکان مستقر در خانه های کودک بدسرپرست محسوب می شوند که پدر مادر یا جد پدری آنها زنده است و صلاحیت تربیت و نگهداری را از دست داده اند و 13 درصد باقیمانده افرادی هستند که پدر مادر یا جد پدری آنها در قید حیات نیستند یا تلاش های ما برای شناسایی آنها به نتیجه نرسیده است . 
آقای الوند درباره مولفه های مربوط به شرایط فرزندخواندگی هم می گوید : بحث مهمی که در این میان وجود دارد مشکلات قانونی برای فرزند خواندگی کودکان بدسرپرست است که پدر و مادر یا جد پدری آنها شناخته شده هستند و قانون تنها اجازه فرزند خواندگی را برای 13 درصد از این کودکان و نوجوانان صادر کرده است و برای بقیه 87 درصد به دلایل قانونی اجازه فرزندخواندگی دائم به آنها داده نمی شود. 


سرپرست دفتر مراکز شبه خانواده سازمان بهزیستی می افزاید : موضوع خانواده های امین موقت در کشور ما دارای مشکلات فرهنگی است زیرا خانواده ها صرفا یا تملک فرزند تمایل به نگهداری از این کودکان دارند و چون کار فرهنگی نیازمند کار مستمر است زمانبر و سخت است . 


آقای الوند می گوید : مشکلات قانونی هم در این زمینه هنوز وجود دارد که برای مواد قانونی در محاکم قضایی احکام دوگانه صادر می شود تا حدی که بسیاری از قضات ما معتقدند ماده 1173 برای امین اموال و قیم اموال است و برای فرزند اصلا مصداق ندارد در حالیکه بسیاری از قضات هم با استناد به این ماده قانونی رای صادر کردند چون هردو بخش قابل استناد در این ماده وجود دارد. 
وی می افزاید : درباره سرپرستی کودکان هنوز درباره سئوالات شرعی پاسخ قطعی دریافت نکردیم زیرا در نظام اسلامی اصلا فرزند خوانده نداریم و آنچه که هست سرپرستی است . به همین دلیل فقهای ما کمتر به موضوع بسیار مهم فرزندخواندگی و تحولات مربوط به کودکان بی سرپرست کمتر پرداختیم .

در حالیکه در بحث مربوط به فرزند خانوادگی هویت خانوادگی کودک تغییر می کند و به خانواده کودک پذیر تعلق خواهد گرفت در حالیکه سرپرستی موقت کودک واجد شرایط با حفظ هویت خانوادگی گذشته سرپرستی و نگهداری او به یک خانواده سپرده می شود. به همین دلیل بسیاری از خانواده ها علیرغم میل به فرزند خواندگی اقدامی در این زمینه انجام نمی دهند. که در این بخش علمای حوزه لازم است وارد شوند و مشکلات این بخش از نظام خانواده را حل نمایند. 


وی موضوع محرمیت را هم یکی دیگر از مسایل موجود در فرزندخواندگی و حضانت اعلام می کند و می افزاید : مردم باید نسبت به دستورات دینی درباره محرمیت آشنا باشند تا شرایطی همچون شرایط کنونی پدید نیاید که عمده تقاضا برای کودکان و نوجوانان دختر برای فرزند خواندگی وجود دارد. 


آقای الوند می افزاید : پس از 35 سال قانون کودکان بی سرپرست در مجلس در 28 مهرماه سال گذشته بازنگری شد که هنوز در اختیار شورای نگهبان است در حالیکه در صدر اسلام هم حضرت علی (ع ) که پسر عموی پیامبر(ص ) بودند با نام سرپرستی در خانه پیامبر(ص ) زندگی می کردند و حضرت خدیجه (س ) هم بودند. که امیدواریم با تصویب آن مشکلات فراوان این بخش سامان یابد. 


وی گفت : با تایید این قانون در شورای محترم نگهبان 50 درصد از کودکان خانه های بهزیستی می توانند به خانواده های متقاضی تحویل شوند تا با صیانت از تربیت اسلامی و ایرانی به بنیان خانواده ها هم کمک کنند و اجازه دهند این کودکان هم از محیط امن خانواده بهره مند شوند. 
به هرحال نباید فراموش کنیم که اگر هر قدر هم شرایط برای کودکان در مراکز بهزیستی فراهم باشد و یا به ناچار از افراد نوعدوست بخواهیم برای تامین امنیت عاطفی آنها به ملاقاتشان بروند باز هم کودکانی که در مراکز شبانه روزی بهزیستی رشد می کنند در بزرگسالی دچار مشکلات عاطفی بسیاری خواهد بود که بخشی از آن خارج از اراده افراد به آینده آنها هم نفوذ خواهد کرد. انسان اجتماعی ترین موجود هستی هیچ جایی را بهتر از کانون خانواده برای به آرامش رسیدن عاطفی نمی شناسد پس علاوه بر تقویت بنیان های اعتقادی و اخلاقی برای کاهش آسیب های اجتماعی باید برای موارد محدود کودکان بی سرپرست و بدسرپرست قوانین راحت تری را برای حفظ کرامت فرد و خانواده ایجاد کرد. 
کودکان و نوجوانان بی سرپرست یابد سرپرستی که سالها در مراکز بهزیستی زندگی کرده اند بعضا در حسرت یک اخم و دعوای پدرانه و مادرانه به سر می برند اخم و دعوایی که برای این کودکان شیرین و دوست داشتنی جلوه می کند.

 
برخورد با کودکان مستقر در خانه های شبانه روزی احساسات آدمی را جریحه دار می سازد کودکان و نوجوانانی که دست تقدیر و حوادث و یا بیماریهای جسمی و روحی پدر و مادر اعتیاد اولیا و یا خودخواهی های نفسانی پدر و مادر که در نهایت منجر به طلاق و نابودی خانواده شده آنها را به چنین روزی انداخته است.

 
هر یتیمی بی سرپرست نیست . یتیمی درد بزرگ است اما اگر کودکی در کنار مادر پدر بزرگ یا مادر بزرگ باشد می تواند به زندگی عادی خود ادامه دهد. درد بزرگتر آن است که کسی نباشد تا سرپرستی کودک دو ـ سه ساله بدون پشتوانه عاطفی و مادی را برعهده بگیرد. 
خانم مرادی همیار کودک : بسیاری از مردم می دانند که در شیرخوارگاهها و خانه های کودک از بی سرپرستان نگهداری می شود اما بسیاری از آنها فراموش می کنند که می توانند با ایجاد رابطه عاطفی با یکی از این کودکان آنها را به زندگی امیدوار سازند و در تربیت آنها بکوشند .


آقای حمیدرضا الوند سرپرست دفتر امور شبه خانواده سازمان بهزیستی : بسیاری از مشکلات عدم واگذاری کودکان بی سرپرست و بدسرپرست به خانواده ها ریشه های قانونی دارد که امیدواریم شورای محترم نگهبان با تایید اصلاحیه قانون فرزند خواندگی 50 درصد مشکلات موجود را حل نمایند.

 
به دلایل مشکلات قانونی که هنوز اصلاح نشده 87 درصد از کودکان مستقر در خانه های بهزیستی نمی توانند مجوز فرزندخواندگی را دریافت کنند درحالیکه تقاضا برای پذیرش آنها از سوی برخی از خانواده های فاقد فرزند وجود دارد. 
مجید زندی 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *